تقدیم به تویی که ندارمت...!

تقدیم به تویی که ندارمت...!


مــیان تــمام نــداشــتن ها دوستت دارم❤ 

شانس دیــدنت را هــر روز ندارم ولی دوستت دارم❤ 

وقـتی دلــم هـوایت را میــکــند حق شنیدن صـدایـت را نـدارم ولی دوستت دارم❤ 

وقت هایی کــه روحم درد دارد؛مــیشـکند شانه هایت را برای گریــستن کم دارم ولی دوستت دارم❤ 

وقت دلتنــگی هــایم آغوشت را بــرای آرام شــدن ندارم ولی دوستت دارم❤ 

همه وجودمــی اما هیچ جــای زنــدگیم ندارمت و مــیان تمام نــداشــتن ها باز هــم با تمام وجــودم دوستت دارم❤

چه آرامشی در من است

چه آرامشی در من است

وقتی با منی …

و چه آشوبیده ام

بی تو !

دور نشو

مرا از من نگیر …

من حوالی تو بودن را دوست دارم

 

خیلی سخت

 

گاهی...

همیشه دوستت دارم را نباید گفت

گاهی دوستت دارم را باید

نامه …

شعر …

قصه نوشت

گاهی دوستت دارم را باید نگاه شد

آغوش گرم شد

گاهی دوستت دارم را باید اشاره شد

قهوه ریخت

هدیه داد

در بلندترین جای شهر

در بلندترین جای شهر

دوستت دارم را

فریاد می‌ زنم

جایی که بادها صدای مرا در گوش خیابان‌ ها بپیچانند

و پرندگان

ادامه‌ دوست داشتن مرا پرواز کنند

خوبه...

تار و پود جانم

تو

دوست داشتنت را به من بسپار ؛

تا با تار و پود جانم ؛

بهترین

تن پوش عشق را برایت ببافم

 

آرامشم

تو را دوست دارم

يقين دارم

تو را دوست دارم

من، تو را صادقانه دوست دارم

تو را به دور از غرور

به دور از ريا

مثل كودكی به دور از دروغ

تو را مثل نيمه‌ ديگر جان

مثل لحظه‌ اولين ديدار

اولين بوسه، اولين آغوش

من، تو را عاقلانه دوست دارم