"دوستت دارم"

"دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم
از این دست به آن دست
پس چرا
هر وقت می‌خواهم
به دستت بدهم نیستی؟

چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم.

تو باشی

روزگار...

زندگی سخت نیست ٬
غم سختش میکند...

دلها تنگ نیست
انتظار تنگش میکند...

عشق قشنگ است
دروغ زشتش میکند...

دل هیچڪس از سنگ نیست ٬
" روزگـــــار سنگش میکند..."

دوستت دارم

تو را...

" تو را "
به انداره عشقی ڪه ابر شد
ابرے ڪه باران ...
و چشمه اے ڪه به دریا رسید
دوست خواهم داشت ...

همیشه باش عزیزکم

عطرت

باز از کجایِ این شهر
رد شدی که باد عطرَت را
انداخته به جانم، که دیوانه شدم...

من خدا را دارم

آن خدایی که به قلبم غم داد....
خود او باران داد....

زندگی با عطش ثانیه ها میگذرد...
میشود ثانیه را جریان داد....

من خدا را دارم...
آن خدایی که به هنگام غمم میگرید...
و به هنگام خوشی های دلم میخندد...
شعر من باز پر از صحبت بی قافیه گیست...

من خدا را دارم...

اوست هر قافیه و وزن و صدا
اوست جاری به دل ثانیه ها
همه بارانها، همه جریانها،همه تاب و تب دل،تپش ثانیه
ها..
پر از صحبت اوست
با دلم میخوانم...:من خدا را دارم

تمام قد...

اصلا نباش،
اصلا نیا،
اصلا به فکرِ من هم نبودی نبودی...
ولی دلبر جان؛
هر وقت بغض داشتی،هر وقت دستهایت سرد بود،
هروقت به پشت سرت نگاه کردی و کسی نبود،
هر وقت باختی،هروقت هیچ چیز نداشتی برای از دست دادن،
یادت باشد که؛
یک نفر هست که پایِ تمام نیامدن ها و نبودن ها و نخواستن هایت تمام قد ایستاده...

عاشقانه خواستنی هستی...

بهترین حس